.
.
.
.
.
.

آنک آن یتیم نظرکرده
<<حلیمه دیر رسیده بود. همه کودکان اشراف مکه را دایه های دیگر به فرزندخواندگی برده بودند و مانده بود یک کودک یتیم که دایه ها از کنارش گذشته بودند و گفته بودند او که پدر ندارد.
کیسه کیسه سکه برای زحمت هایمان خرج کند. اما حلیمه کودک را می خواست. از دل و جان هم می خواست>>...
چرا؟
برای فهمیدن این چرا می توانید کتاب <<آنک آن یتیم نظر کرده>> را بخوانید. در این کتاب با زندگی پیامبر (ص) از پیش از تولدشان تا بعد از هجرت عده ای از مسلمانان به حبشه، آشنا می شوید. این کتاب را محمدرضا سرشار نوشته و انتشارات سوره مهر چاپ کرده است و به زبان انگلیسی هم ترجمه شده است.

رمان زندگی پیامبر(ص)
<< - برو و با عقاید آن مرد آشنا شو. بعد اگر توانستی بکشش و اگر نه دینش را از درون متلاشی کن! گزارش هم یادت نرود... >>
این خلاصه دستور شورای یهود به یکی از اعضایش به نام اسحاق است تا راه بیفتد و برود مکه و علیه پیامبر اسلام (ص) توطئه کند. اما به همین راحتی ها که نیست. اسحاق کلی در به دری می کشد و گزارش پشت گزارش می فرستد و آخرسر می بیند که ای دل غافل، با وصف رفتار و منش پیامبر (ص) باعث شده رئیسش هم مسلمان شود!
در این کتاب با گزارش نویسی های اسحاق یهودی در جریان ماجراها قرار می گیری و از زاوی های جدید به زندگی پیامبر اسلام (ص) نگاه می کنی. جالب است بدانی که کتاب محمد (ص) نوشته ابراهیم حسن بیگی به پنج زبان هم ترجمه شده است.

